هوالعالم

و در سر ندادن مطالبات ام از سمت مشتریان آشفته بودم که استاد آرامم کرد. بخشی از این مکاتبات را به اختصار اینجا قرار می دهم.

 

همه آدم حسابی اند

نگاه تو متفاومته و ثابت نیست

جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست، ماه و خورشید هم این آینه می گردانند

- متوجه نمی شم

دیدت مشکل داره

-مشکل چیه؟

دیده ی مسکین

-یشتر توضیح می دید؟
نه
- یعنی برای پول کار نکنم؟
بکن
اما روزی از جای دیگه میاد
-خب نتیجه؟
بر در شاهم گدایی نکته‌ای در کار کرد
گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
- یعنی چشمم به دست صاحبکار نباشه؟
ای ول

واسه خیلی های دیگه هم مجانی کار کردم
ولی روزی دنیا به اینها ربطی نداره
 هر وقت نخواستم رسید
 هروقت زور زدم نرسید!
 -نکته عمیقی بود
 تجربه بود از عالم خاکی
بعد هم تعریف سود و زیان اونقدرا دقیق نیست
فرض کن میلیاردر بشی
 یا هر روز سیر باشی اصلن
 وقتی گرسنه ای ببینی غمگین میشی
 وقتی فقیری ببینی پولت بی ارزش میشه برات
پس هرچی کمتر داشته باشی دلت آرومتره
و سود جهان همینه


ادامه مطلب ...