هو الرفیق

از دوستان خوبم بود..

متخصص حقوق و آشنا به جنجالات حقوقی و دید روشن نسبت به کثیفی انسان ها..

و کم نظیر در کارش؛ گویی واقعاً رنج دیده و مسلط و نخبه بود.

مدت طولانی ای ندیده بودمش و بلافاصله بعد از دیدن برنامه ریزی نشده، یکدیگر را در آغوش گرفتیم و دیده بوسی...

 

جلسه بنیاد نخبگان بود؛ شروع شد.

کنار هم نشستیم و حوصله ام سر رفت.

یادداشت بر می داشت؛ خط اش بسیار زیبا بود.

دفترچه ام را به او دادم و گفتم: "امضا بهم می دی ؟"

طفره رفت.. بیشتر اصرار کردم؛ نپذیرفت..

با جدیت خاصی که سعی می کرد در شوخی پنهانش کند گفت : "یک حقوق دان هیچ وقت بی مورد امضا نمی ده"

گفتم حتی به رفیق..

جواب نداد

سعی کردم ناراحتی ام را کنترل کنم و با لبخند زوری..

گفتم لااقل جمله بنویس.

نوشت : "دوست ات دارم مرتضی، قد یه دنیا" ...

 

پی نوشت : ندارد

...