خشک آمد کشتگاه من

در جوار کشت همسایه.

گرچه می گویند: "می گریند روی ساحل نزدیک

سوگواران در میان سوگواران. "

قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟

 

بر بساطی که بساطی نیست

در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست

و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد

-چون دل یاران که در هجران یاران-

قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟

 

سلام به همگی

برای کنفرانس ICCE2010 نهایتاً پشتیبانی مالی فراهم نشد و بنده به همان راحتی که Accept گرفته بودم، حتی راحت تر انصراف دادم.

 

 

این خبر دو هفته پیش هست، اما گفتم اگه تو این جا بگم شاید دوستان ناراحت بشن ولی بالاخره پیش خود گفتم که اگه این جا بگم بهتره.

ممنون که به وبلاگم اومدین.