کیستم من!؟

بسم رب الشهداء و الصدقین



در عرب رسم است قبل از جنگ؛ رجز خوانی کنند... نام خود، نام پدر، نام عشیره و ... با فریاد به دشمنان اعلام کنند!

اما

اما...


چه ها که نمی کند عشق و ایمان!

با آن که نوجوانی بیش نبود، اما در عشق و تعقل همزمان از همه سبقت گرفته بود..
آماده ی جان فشانی شده بود... به رزم گاه رفته بود...
لحظات عجیبی است.. آخرین لحظات ...
اما خودی نمی دید... برایش مهم نبود که مثل همه قوم و قبیله اش ... پدرش یا ...

خودش را در معشوق گم کرده بود... گویی تمام وجود و هویت اش امام بود...
فقط امام
فقط امام فقط و فقط و فقط...

و اینطور رجز خواند:

امیری حسین ونعم الامیر
سرورفوادالبشیرالنذیر


چه زیبا!
و چقدر به این شخصیت غبطه می خورم...



پی نوشت:
شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی می گویند : چون این نوجوان نام خودش را به زبان نیاورد...  در تاریخ اطلاعات دقیقی از نام و قوم قبیله اش آورده نشده است...

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خورشید می تابه

سلام جوان یه نگاه کن آسمونو ،خورشید داره می تابه.[گل]

مهدی حسین زاده

سلام.ما تا نیایم شما هم که نمیاین [لبخند] آپ شدم. میلاد مسیح را هم به شما تبریک میگم

حسین

بدون اغراق .... خیلی خیلی زیبا بود ...!

شیدا

[مغرور] پسندیدییییییییییییییم اومدم بزنم هوادار گفت باید ابتدا وارد سایت شوی....[خنثی]

مهدی حسین زاده

سلام.اگر میشه ایدی یاهو مسنجرتو برام بفرست که ادت کنم که هر وقت کاری داشتم یا به روز شدیم اونجا به هم خبر بدیم.مرسی.منم با یه سری گالری عکس از جنگ آپ شدم.خوشحال میشم سر بزنی.به امید دیدار

می شنوم

قبلن این نوشتت رو خوندم.نمیدونم چر نظر نداده بودم..شاید نظر نداشتم.الانم چیزی نمی نویسم.چون تعادل ندارم[گل]