نقد دانشگاه (به مناسبت آخرین روزهای سومین سال دانشجویی)

بعد از کمی مطالعات بررسی به این نتایج رسیدم

مهم ترین اشکال دانشگاه، به ترتیب حل نکردن مسائل هست، شتاب زده رفتار کردن..

و بی توجهی به مسائل جدی صنعت

 

در رشته ی فیزیک، از سال سوم به بعد علم فیزیک بعد از سال 1925 (معادلات شرودینگر) تدریس می گردد. (اگر الکترومغناطیس هم تدریس می شود، هدف استفاده در علوم جدید هست.)

دانشجو، شرودینگر می خواند در حالی که..

کشور سال هاست له له داشتن ‍سرعت سنج های تداخلی می زند (1870 غرب ساخته است)

کشور معضل لامپ و فیلم اشعه ایکس دارد (سال 1890) و مریضان گاهی به این دلیل زجر می کشند

سیستم هست*ه ای معضل شمارشگر گایگر مولر دارد (1906 ساخته شده است)

بیمارستان های کشور، یکی یکی MRI هایشان از کار می افتد به دلیل نداشتن هلیوم مایع (1911 تکنولو‍ژی اش را داشته اند)

صنایع و نظامی ها معضل عکس برداری براگ دارند در حالی که 1921 غرب این علم را داشته است..

 

روی ماهواره کار می کنیم، در حالی که هواپیماهایمان یکی یکی سقوط می کنند..

روی کامپیوتر های کوانتمی کار می کنیم، در حالی که ماشین حساب هم بلد نیستیم تولید کنیم

روی نانو فناوری کار می کنیم، در حالی که توان تولید خط کش های دقیق میلیمتری هم نداریم..

 

!روی داروهای ضد سرطان کار می کنیم، در حالی که استامینیفون مان هم فایده ندارد

سیستم حفظی و شتاب زده و غیر عملی بودن کار را به اینجا رسانده است..

بخشنامه کرده اند دانشجوی دکتری باید مقاله ی ISI بدهد..

ISI معضلات فردای صنعت غرب را حل می کند اما ما معضل دیروز صنعت غرب را داریم..

 

آزمایشگاه را حذف کرده اند چون دانشجو زیاد دارند!!

امتحانات را کتاب بسته کرده اند، چون دانشجو توان تحلیل مسائل خارج از کتاب را ندارد! (حالا چطوری می خواهد هزار جور مسئله عجیب و غریب صنعت را حل کند، مانده ام!)

 

و به جای افزایش توان برنامه نویسی و کارهای رایانه ای دانشجو، باید سال اول بشیند و معادله دیفرانسیل و جدول انتگرال حفظ کند!

 

و تز می نویسند در مورد فیبر های نوری، در حالی که موبایل های عهد حجرمان هم از شرکت های اسرائیلی می آید..

 

و دانشجوها روی ماشین های سوخت هیدروژنی کار می کنند، در حالی که قطعات پژو 405 هم وارد می کنیم و بد مونتاژ می کنیم..

 

و الان که می بینم سال سوم دانشگاه هستم، سه سال فیزیک خوانده ام، اما توان اجرای آزمایش مرحوم آمپر(1820) و تولید گرامافون ادیسون (1860) را هم ندارم در حالی که ده ها مسئله تئوری در این زمینه حل می کنم..

 

و وقتی دانشگاه از ابزار تولید علم، به ابزار هارت و پورت کردن در دنیا تبدیل شود، معضل صنعت خودمان فراموش و تعداد مقاله ها و بالابردن رتبه ی علمی هدف می شود..

و نیرو های علاقه مند هم رفته رفته از پا در می آیند..

 

**********

دانشجو نوشت : این وبلاگ هدف سیاسی ندارد  اما..

متاسفم دروغ گوی بی حیایی که می گوید (در این چند ساله فضای نقد و فعالیت دانشجو باز تر شده است) در مورد امنیت ملی میهنم نظر می دهد..

/ 17 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بچه های مطهرونی

سلام دوست عزیز، شکر خیلی گرفتاریم در ضمن ایمیل وبلاگ از کار افتاده و تمام آیدی ها از کار افتادن . پیرو رهبری هستیم و بودیم وو خواهیم بود کسی رو هم تحقیر نمی کنیم اما حقیقت همیشه تلخ است قبول کنیم نتوانستیم در برابر سختی ها تاب بیاوریم قبول کنیم چشممان را روی خیلی از حرفها و رفتارها اتفاقات عاشورا بستیم قبول کنیم حمایت رهبری را خواستیم اما رهبری را تنها گذاشتیم دلمان بسیار پر است مجال گفتن نیست سکوت کرده ایم چون رهبرمان خواسته اند حرفی نباشد بماند که چقدر دارند نیش و کنایه و تحقیر بارمان می کنند ما صبوری خواهیم کرد اما هیچگاه اعمال گذشته شان را فراموش نخواهیم کرد اتفاقات فتنه 88 همیشه در خاطرمان خواهد ماند. یکبار دیگر تاریخ را ورق بزنیم و تاریخ اهل کوفه را بخوانیم . یا علی

محمد

ان شا الله اوضاع عوض میشه

محمد

یکی از مشکلات هم همینه که شما اگر 10 ساله دیگه هم ارشد امتحان بدی میدونی 10 سال بعد هم منابع چیه .همین منابعی که الان میخونیم 10 سال پیش هم تدریس میشده. استاد ها باید رو به مقاله ها بیارن

نسرین باقری

سلام روزجوان برشما جوان ساعی و پویا مبارک همواره سرآمدباشید[گل]

آمد

ماشالا اينقدر اين پستت گويا بود كه ديگه حرفي براي زدن نذاشت . اين بدبختي جامعه ما هست كه دانشگاهها به نوعي فقط اين رو مد نظر قرار دادن اند كه فقط كلمه تحصيل كرده رو پس بندازن و هيچ توان توليدي اي نداشته باشن و اين معضليست كه بخاطر بازي هاي سياست بر قشر فرهنگي جامعه پياده كرده اند .

جعفری

خیلی ماهی .بخدا !!!

محمد حسن

Salam dashi morteza.vaghti ye ngahi be khdam mikonam mibinam daghighan tu uni daram hamin rah ro miram. Goftam ye jaye karam moshkel dareha nagoo injuriast[گل][خرخون]

گیلدا

یه فیزیکی دیگه. من سال 86 ، سال سوم فیزیک بودم. چقدر سالها زود میگذره! موفق باشی

shadi

شما که تازه توانت تحلیل رفته و اول راهی، من به مرز جنون رسیدم! متنت عالی بود، مرسی اگه هرکسی توی این مملکت جای خودش بود ما اینهمه مشکل نداشتیم!

...

سلام. × "کامنت" میذارم توی "بلاگ" ـتون . "[گل] " (شناختین؟) یکی دو پست از مطالب قدیمی رو خوندم، اسمایلیای سیتی که الان بازنمیشن، باید عوض بشن، و عکسی از سیتی که اون هم باز نمیشه... اسمایلیا رو بین پست های بخش سردشت (فکرکنم!) پیدا کردم، عکس هم توی فرار از مدرسه از نوع سمپادیش! (البته من متوجه چه طور فرار کردنتون نشدم! احتمالاً نتونستم پیچیدگی مدرستون رو متوجه بشم!) × سردشت، یه شهری تو استان آ.غ هست، برای همین اون بخش رو مطالعه کردم، اولین چیزی که نظرمو جلب کرد! × یه سوال داشتم، شما یه سال جهشی خوندین؟ یایه سال زودتر مدرسه رفتین ؟ ×یه سوال دیگه: چپ دست هستید؟ × توی نقد گذاشتم، این پست رو هم خوندم، پست جالبی بود، خوب بود، ما هم وبلاگتون رو نقد کردیم. :) × خوندن چند پست وقتی که علاقه‌ای به نگاه کردن به صفحه‌ی مانیتور نداری، یکمی سخت ـه. ×اشکالات تایپی نظر قبلی رو درست کردم تا حدودی! × موفق باشید.