شروع کار در نوشتن مقاله

وارد شدم. چند پله بالا رفتم. صورتی با موهای فر و پریشان، مردی حدود چهل ساله دیدم. گفت سلام میرزا؛ تو دوباره بد موقع اومدی؟ غر زد.

حوصله نداشتم و با بی توجهی رفتم طبقه ی پایین آزمایشگاه رسیدم. آن جا استاد شیمی پژوهش سرا را دیدم. انسانی عالم، با تجربه و دنیا دیده. کمی صحبت های کلی با هم زدیم و احوال پرسی کردم.

نمی دانم، شاید اصرار به تلفظ درست اسم مواد به لهجه ی انگلیسی داشت. یک بطری سولفوریک داد.

عجب آشغالی بود درون آن بطری!!! آبکی، با گرانروی پایین و سیاه. خود استاد آن جا هم گفت این شرکت تولید کننده ی این اسید، محصولاتی بی کیفیت تولید می کند. به هر تقدیر آن بطری کوچک را برداشتم و به خانه آوردم.

مادر عزیزم فرمود: این چی هست؟

مادرم تحصیلات ابتدایی داشت. جرئت نکردم بگویم "اسید".

در جواب مادر گفتم : H2SO4 .

مادرم نفهمید که چه گفتم و مادرم دستور داد: "بذار گوشه ی حیات" . کمی اسید روی دستم ریخته بود ولی بیش از حد رقیق بود. اثری نداشت، توجهی نکردم و دستم را شستم.

... منبع تغذیه نسبتاً ضعیف و قدیمی ای که چندین روز پیش از رایانه ی قبلی ام پیاده کرده بودم را مهیا کردم و با الکترود های نویی که داشتم شروع به آزمایش کردم.

 

... خیلی بد شد، الکترود ها به طرز غم انگیزی خورده می شدند. بعد گفتم شاید ناخالصی های اسید کار خود را کرده باشند.

چون آزمایش را در خانه انجام دادم، زیرپیراهنی تنم بود. زیرپیراهنی ام نخی بود. سر سفره ی ناهار بود. برادرم نگاهی به بنده کرد و گفت با لباست چه کردی؟

نگاهی کردم. ردی مثل آب پرتغال روی پیراهنم بود. از وسط این رد، لباسم از یقه بالا تا 20 سانتی متر پایین تر خورده شده بود. برادر بزرگترم گفت: اسید ریخته روی زیرپوشت؟

مادرم متوجه صحبت برادرم شد. سراسیمه نگاهم کرد. جا خورده بود. نگرانی در چشم هایش پیدا بود. دستور داد سریعم لباسم را عوض کنم. رفتم و لباسم را عوض کردم.

 

ادامه دارد ...

/ 6 نظر / 8 بازدید
مزاحم همیشگی

سلام رفیق لینکت کردم . دیدی بدقول نیستم ! راستی اون سردر پاره پوره پژوهش سرا رو هم درست کردیم ! از بالا مثل مجسمه شاه پرتش کردیم پایین . [شیطان]

majid

edame bd

علی (powers)

سلام علیک! یه نکته : توضیح ندادی با اسید سولفوریک چه کار میشه کرد/ راستی چه ماجرای داغی شده ها! من یکی که مثل سریال منتظر قسمت بعدیم. اونجا که گفتی اسید سولفوریک ریخت رو دستم من این طوری شدم ( [اضطراب] ) خطرناکه پسر. حالا این دفعه شانس اوردی اتفاقا به خوب نکته ای در مورد الکترودها اشاره کردی دقیقا کار اسید سولفوریک همینه باعث خوردگی میشه. بعضا برای لبه های کوره های نیروگاهی هم همین مشکل بوجود میاد به خاطر اسید سولفوریک. منتظر ادامه می مانیم...

amin bag

سلام وبلاگ خوبی داری . اگه میتونی منو به اسم نوشته های امین لینک کن و توی نظرات وبلاگم بهم بگو تا سریع لینکت کنم . بای بای

amin bag

سلام وبلاگ خوبی داری . اگه میتونی منو به اسم نوشته های امین لینک کن و توی نظرات وبلاگم بهم بگو تا سریع لینکت کنم . بای بای www.aminbag.mihanblog.com